خرید بک لینک
تولدم گذشت

فقط بون یکنفر ارومم میکنه

و حالاکه تمام شهر بی تو مرا تنگ میشود

این حرفهای آرتا تسکین دلمه

.

.

.

بیا وقتی برای عشق هورا میكشید احساس

به روی اجتماع بغض حسرت گاز اشك آور بیاندازیم

بیا با خود بیاندیشیم اگر یك روز تمام جاده های عشق را بستند

اگر یك سال چندین فصل برف بی كسی بارید

اگر یك روز نرگس در كنار چشمه غیبش زد

اگر یك شب شقایق مرد

تكلیف دل ما چیست

و من احساس سرخی میكنم چندی ست

و من از چند شب پیش در خوابم نزول عشق را دیدم

چرا بعضی برای عشق دلهاشان نمی لرزد

چرا بعضی نمیدانند كه این دنیا به تار موی یك عاشق نمی ارزد

چرا بعضی تمام فكرشان ذكر است و در آن ذكر هم یاد خدا خالی است و گویی میوه احساسشان كال است

چرا شغل شریف ورایج این عصر رجالی است

چرا در اقتصاد راكد احساس این مكاره بازاران صداقت نیز دلالی است

كاش میشد لحظه ای پرواز كرد

حرف های تازه را آغاز كرد

كاش میشد خالی از تشویش بود برگ سبزی تحفه درویش بود

كاش تا دل میگرفت و می شكست عشق میآمد كنارش می نشست

كاش با هر دل دلی پیوند داشت هر نگاهی یك سبد لبخند داشت

كاش لبخند ها پایان نداشت سفره ها تشویش آب و نان نداشت

كاش میشد ناز را درزدید و برد بوسه را با غنچه هایش چید و برد

كاش دیواری میان ما نبود

بلكه میشد آن طرف تر را سرود

كاش میشد من هم قناری میشدم در تب آواز جاری میشدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانی ام

شهر من آن سوتر از پرواز هاست درحریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل میدهد هر كه میآید به او گل میدهد

دشت های سبز ، وسعت های ناب ، نسترن ، نسرین ، شقایق ، آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت لحظه پرواز بالم را گرفت

می روم آن سوتر را پیدا كنم در دل آیینه جایی وا كنم
..

برچسب: آی مردم من غریبستانی ام, نویسنده: نیکا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 22:10

صفحه بندی